برای شهری که خواب نمی‌رود
دکلمه

برای شهری که خواب نمی‌رود

اثر: دُران آذر 981 بازدید 119 پسند 0 دیدگاه
شهر
چشم‌هایش را نمی‌بندد
حتی وقتی آخرین مترو
از حافظه‌ی سکو عبور کرده است.
ما مانده‌ایم و چند پنجره
که شب را
در لیوان‌های کاغذی قهوه
جرعه‌جرعه سر می‌کشند.
صفحه شاعر

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

شعرهای مرتبط

پل‌های خیس

روایتی شهری از باران، عبور و حافظه خیابان.

سپیدبارانی